تبليغاتX
eshghe faramoosh shodani
dardo del

من فقط مي دانم حکمتي بود در اين آمدن و رفتن تو 
                                                           ما از آن بي خبريم

+ نوشته شده در  یکشنبه 10 مرداد1389ساعت 2:33 AM  توسط seyed | 

« مَن يَعمَل سوءاً يُجزَ بِهِ في الدُّنيا »

((هر کس عمل بد کند ، در دنیا سزای آن میبیند))

 

+ نوشته شده در  شنبه 9 مرداد1389ساعت 3:17 PM  توسط seyed | 

من با یه دنیا خاطره             تو به من گفتی برو

                                 من چه جوری جداشم از تو

                       من میخوام از دنیا برم تو میگی تنهایی برو

                                   من میمیرم جداشم از تو

                    من با دلی خون از غم تو چی میشه بمونی با من

                                    نگوشرم میکنم از تو

                       من با خودم میگم دل تو چرا بد میکنه با من

                                   باشه دل میکنم از تو

رفتم از شهرخدا ستاره چیدم واسه تو

                         تو ستارمو سوزوندی آخرش گفتی برو

                          آی دلت بسوزه بی رحم تو اسیر دلتی

                 کاش میدونستی عزیزم اون ستاره خودتی

 توسوزوندی خودتو با خودت منم سوزوندی کاشکی دل نداشتی و جاش توی قلب من میموندی

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 3:15 PM  توسط seyed | 

 

 

      پای من جوونیتو هدر نکن دلبر ناز                           

                     باخت من كافی تو ديگه به پای من نباز

                    توی قلب مهربونت واسه من خونه نساز

                     من بازنده رو خوب ببين برو تنهام بذار

                     من يه پائيزيم و ولی تو چی گل بهار

                  دل به كی بستی عزيزم به منه بی كس و كار

                    قدر دنيارو بدون لحظه هاشو حروم نكن

                    برو و دو روز دنيا رو با من تموم نكن

                    منو باز با اشكای قشنگت روبرو نكن

                    آخه من خودم ته راه رو ديدم سياهيه

                   آخر اين همه عشق و عاشقي تباهی

                    انگار توی تُنگ اين دنيا جای يه ماهيه

 

+ نوشته شده در  شنبه 26 تیر1389ساعت 1:26 AM  توسط seyed | 
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 3:25 AM  توسط seyed | 

روزهايي كه بي تو مي‌گذرد

گرچه با ياد توست ثانيه‌هاش

آرزو باز مي كشد فرياد:

در كنار تو مي‌گذشت، اي كاش!

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 2:35 AM  توسط seyed | 

   وقتی درعشق ورزیدن احساس ناتوانی می کنی               و وقتی احساس می کنی که هیچ کس نمی تواند  دردهایت را التیام بخشد یا خیلی تنهایی:

     به یاد بیاور دوست من...

     خدا می تواند...

     وقتی احساس می کنی به خاطر گناهانت قابل   بخشش نیستی و هیچ کس نمی تواند تورا دوست بدارد:

     به خاطر بیاور نازنینم...     

  خدا می تواند...

     وقتی فکر می کنی هیچ کس غم های دلت را           نمی فهمد و احساس نمی کند:

     بدان خوب من...

     خدا می تواند...

     وقتی به بن بستی رسیدی که حس کردی هیچ کس صدایت را نمی تواند بشنود:

     مطمئن باش یار من...

     خدا می تواند...

     و سرانجام  وقتی هیچ کس به تو عشق                   نمی ورزد و نمی تواند تو را آنطور که هستی              دوست بدارد:

    بهترینم...

خداوند می تواند...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 2:18 AM  توسط seyed | 

یه نامه برای تو

به نام خدایی که در این نزدیکی است ...

 واسه من یاواسه خودت متأسفی؟

من نمی دونم چی بایدبگم .....

اینکه انسان جایزالخطاست قبول ولی یه سری اشتباها هستن که انسان تواون اشتباهاهمه پل های پشت سرش روخراب می کنه وتودقیقاهمین اشتباه رومرتکب شدی وبه هیچکدوم ازهشدارهایی که ازطرف دوستان واشنایان بهت می شدتوجهی نمی کردی ومی گفتی واسم مهم نیست که دیگران چه فکری می کنن وچی یامیگن وتاتونستی آتش زدی والان هم اومدی دنبال عشقی که بادستای خودت تبدیل به خاکسترش کردی..!!!

درضمن درموردشعرهاوگفته های توی وبلاگ میشه بگی کجاش مزخرفه ودروغه؟؟؟

من قبلا گفته بودم که بیشترنوشته ها مربوط میشه به ۹ماه پیش وشایدقبل ازاون وچندتاشون مربوط به الان هستش واحساسی که دارم.

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه 17 تیر1389ساعت 1:36 AM  توسط seyed | 
هر وقت که دل کسی رو شکستی روی دیوار میخی بکوب تا به یادت باشه که دلشو شکستی هر وقت که دلشو بدست اوردی میخ را از روی دیوار در بیار اخه دلشو بدست اوردی. اما چه فایده جای میخ که رو دیوار مونده
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 تیر1389ساعت 2:58 AM  توسط seyed | 

سرنوشتم، به من میگه، دیگه روزا میمیرن

دیگه هرگز، روزای من، حرفای خوب ندارن

رفتن تو، که دیگه واسم، اشکی نمونده

نمی دونم، کجا رفتی چرا رفتی

حالا هر وقت، یادم میاد، برام چیا میگفتی

دیگه اشکم، برام میگه، حرفارو خوب میدونه

رفتن تو که دیگه واسم، اشکی نمونده

نمی دونم، کجا رفتی چرا رفتی

توی تلخی وجودم، مثل این اشکای شورم

توی این وحشت تنها، میدونم فردا میمیرم

وقتی یاد تو نباشم، دیگه از زندگی سیرم

مثل این اشکای پیرم، میدونم فردا میمیرم

+ نوشته شده در  دوشنبه 14 تیر1389ساعت 1:53 PM  توسط seyed | 

          گفتم:خدای من، دقایقی بود در زندگانیم که هوس می کردم سر سنگینم را که پر از دغدغه‌ی دیروز بود و هراس فردا، بر شانه های صبورت بگذارم، آرام برایت بگویم و بگریم، در آن لحظات شانه های تو کجا بود؟

گفت: عزیز تر از هر چه هست، تو نه تنها در آن لحظات دلتنگی که در تمام لحظات بودنت برمن تکیه کرده بودی، من آنی خود را از تو دریغ نکرده ام که. من همچون عاشقی که به معشوق خویش می نگرد، با شوق تمام لحظات بودنت را به نظاره نشسته بودم. تو اینگونه هستی

گفتم : پس چرا راضی شدی من برای آن همه دلتنگی، اینگونه زار بگریم؟

گفت : عزیزتر از هر چه هست، اشک تنها قطره ای است که قبل از آنکه فرود آید عروج می کند، اشکهایت به من رسید و من یکی یکی بر زنگارهای روحت ریختم تا باز هم از جنس نور باشی و از حوالی آسمان، چرا که تنها اینگونه می شود تا همیشه شاد بود.

گفتم : آخر آن چه سنگ بزرگی بود که بر سر راهم گذاشته بودی؟

گفت : بارها صدایت کردم، آرام گفتم از این راه نرو که به جایی نمی رسی، تو هرگز گوش نکردی و آن سنگ بزرگ فریاد بلند من بود که عزیزتر  از هر چه هست از این راه نرو که به ناکجاآباد هم نخواهی رسید.

گفتم : پس چرا آن همه درد در دلم انباشتی؟

گفت : روزیت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، پناهت دادم تا صدایم کنی، چیزی نگفتی، بارها گل برایت فرستادم، کلامی نگفتی، می خواستم برایم بگویی آخر تو بنده ی من بودی چاره ای نبود جز نزول درد که تو تنها اینگونه شد که صدایم کردی.

گفتم : پس چرا همان بار اول که صدایت کردم درد را از دلم نراندی؟

گفت : اول بار که گفتی خدا آنچنان به شوق آمدم که حیفم آمد بار دگر خدای تو را نشنوم، تو باز گفتی خدا و من مشتاق تر برای شنیدن خدایی دیگر، من می دانستم تو بعد از علاج درد بر خدا گفتن اصرار نمی کنی وگر نه همان بار اول شفایت می دادم.

گفتم : مهربانترین خدا،  دوست دارمت...

گفت : عزیز تر از هر چه هست،  من دوست تر دارمت...

+ نوشته شده در  شنبه 12 تیر1389ساعت 3:2 PM  توسط seyed | 
  کسی رودوس داری،حاضری جون فداش کنی



حاضری دنیارو بدی،فقط یه بار نیگاش کنی



به خاطرش داد بزنی،به خاطرش دروغ بگی



رو همه چی خط بکشی،حتّی رو برگ زندگی



وقتی کسی تو قلبته،حاضری دنیا بد بشه



فقط اونی که عشقته،عاشقی رو بلد باشه



قید تموم دنیارو به خاطرِ اون می زنی



خیلی چیزارو می شکنی ، تا دل اونو نشکنی



حاضری که بگذری از دوستای امروز و قدیم

 

امّا صداشو بشنوی ، شب از میون دوتا سیم



حاضری قلب تو باشه ، پیش چشای اون گرو



فقط خدا نکرده اون ، یه وقت بهت نگه برو



حاضری هرچی دوس نداشت،به خاطرش رها کنی



حسابتو حسابی از ، مردم شهر جدا کنی



حاضری حرف قانون و ، ساده بذاری زیر پات



به حرف اون گوش کنی و به حرف قلب باوفات



وقتی بشینه به دلت ، از همه دنیا می گذری



تولّد دوبارته ، اسمشو وقتی می بری



حاضری جونت و بدی ، یه خار توی دساش نره



حتی یه ذرّه گرد وخاک تو معبد چشاش نره



حاضری مسخرت کنن ، تمام آدمای شهر

 

امّا نبینی اون باهات ، کرده واسه یه لحظه قهر



حاضری هر جا که بری ، به خاطرش گریه کنی



بگی که محتاجشی و ،به شونه هاش تکیه کنی



حاضری که به خاطر ، خواستن اون دیوونه شی



رو دست مجنون بزنی ،با غصه هاهمخونه شی



حاضری مردم همشون ،تو رو با دست نشون بدن



دیوونه های دوره گرد ، واسه تو دست تکون بدن



حاضری اعتبارتو ، به خاطرش خراب کنن



کار تو به کسی بدن ، جات اونو انتخاب کنن



حاضری که بگذری از ، شهرت و اسم و آبروت



مهم نباشه که کسی ، نخواد بشینه روبروت



وقتی کسی تو قلبته ، یه چیزقیمتی داری



دیگه به چشمت نمی یاد ،اگر که ثروتی داری



حاضری هر چی بشنوی ، حتی اگه سرزنشه



به خاطر اون کسی که ، خیلی برات با ارزشه


حاضری هر روز سر اون ، با آدما دعوا کنی



غرورتو بشکنی و باز خودتو رسوا کنی



حاضری که به خاطرش ،پاشی بری میدون جنگ



عاشق باشی اما بازم ، بگیری دستت یه تفنگ



حاضری هر کی جز اونو ، ساده فراموش بکنی



پشت سرت هرچی میگن،چیزی نگی گوش بکنی

 

وقتی کسی رو دوس داری ، صاحب کلّی ثروتی



نذار که از دستت بره ، این گنجِ خیلی قیمتی

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 4:13 PM  توسط seyed | 

 

ای معنای انتظار

 

 یك لحظه بایست


دیوانه شدن به خاطرت كافی نیست


یك لحظه بایست و یك جمله بگو


تكلیف دلی كه

 

عاشقش كردی چیست؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 4:8 PM  توسط seyed | 
اون حلقه که تو دستته طناب اعدام منه

ستاره غرق به خون تو سفره شام منه

تو اونجا غرق زندگی من اینجا غرق مردنم

مثل یه دیوونه دارم اشک می ریزم جون میکنم

از خونه بیرون میزنم طاقت موندن ندارم

باید بیام ببینمت یه هدیه ای برات دارم

چقدر شلوغه کوچه تون ببین چه شور و حالیه

اما تو سفره عقدتون جای یه چیزی خالیه

مگه میشه تو این لباس نبینمت رویای من

فقط بذار نگات کنم چیزی نگو حرفی نزن

بی دعوت اومدم ببخش مهمون ناخونده منم

خواستم کنارتو باشم لحظه پرپر زدنم

چیزی برام نمونده که وصلم کنه به این زمین

غیر یه رگ که بعد تو پاره میشه فقط همین

چشماتو روی من نبند نترس دارم تموم میشم

رو سفره ی عقدت میخوام گلهای قرمز بپاشم

این دم آخر بذار تا نگات کنم یه عالمه

عزیزکم ببخش اگه چشم روشنیم برات کمه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 4:3 PM  توسط seyed | 

چشامو بستم تا نبینم قلبت سهم کی داره می شه

چشاتو وا کن تا ببینی قلبم بی تو آواره می شه

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 3:56 PM  توسط seyed | 

اون روزای آخری... گفتی که میترسم بری...

ببین که من هستم هنوز... اگر چه تو مسافری...

به فکر سوختنم نباش.. من از تبار سوختنم...

تو هم نباشی آخرش.. خودم خودم رو میزنم...

به دوری عادت میکنیم...

ما هم یه روز مثل همه... به هم خیانت میکنیم...

با خاطره ها چی میکنی؟؟؟ با قصه هام؟؟؟ حیف... دریغ...

با خاطراتت؟؟؟

این گریه ها مال تو نیست... من پای تو نمیشکنم...

این شعرو هم نشنو برو... من با خودم حرف میزنم...

از بس نبودی پیش من... نبودنت یه عادته...

ببخش که تو دنیای ما... اسمش فقط خیانته...

به دوری عادت میکنیم...

ما هم یه روز مثل همه... به هم خیانت میکنیم...

با خاطره ها چی میکنی؟؟؟ با قصه هام؟؟؟ حیف... دریغ...

با خاطراتت؟؟؟

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 3:52 PM  توسط seyed | 

دیشب یه احساس عجیبی داشتم...یه حس ترس....

دیشب تموم خاطراتم میومد جلوی چشمم...

از روز اول تا شب آخر....

لحظه به لحظه اش...ثانیه به ثانیه اش...

کاش خاطراتم مثل لحظه گذشتنی بود...

خدا کنه هیچوقت این نوشته ها مو نخونه....

نمی خوام فکر کنه من نفرینش میکنم....نمی خوام ....

من هیچوقت نفرینش نمیکنم...

دلم قد یه دنیا گرفته....چرا حالا...درست حالا باید تنها باشم....

کاش هیچوقت بهم نمیگفت....کاش میذاشت بی خبر بمونم....

حسودیم میشه....

به اون دستایی که دستاشو میگیره....

دستایی که یه روز به طرف من دراز شد...حالا تو دستای یکی دیگست...

وای که چقدر عذابه...

حسودیم میشه...

به تنی که آغوش گرمشو تجربه میکنه...

آغوشی که یه روزی بهشت من بود.....

حسودیم میشه....

به اون گوشایی که صدای نازشو میشنوه...

صدایی که شنیدنش واسم شده بود آرزو...

دارم دق میکنم....

چقد دلتنگ اون صدام....

چقد دلتنگ اون چشام....

حسودیم میشه....

به اونی که فاصله اش باهاش یک نفسه....

نفسی که این روزا من دارم کم میارم....

حسودیم میشه....خیلی حسودیم میشه....

چقد روزا بد میگذره....

چجوری فراموش کنم اون دستارو...چجوری فراموش کنم اون بهشتو...

نمی خوام....من این سرنوشت شومو نمی خوام...

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 3:40 PM  توسط seyed | 
خیانت
روزی خیانت به عشق گفت دیدی من به تو پیروز شدم؟

عشق پاسخی نداد.

خیانت بار دیگر حرفش را تکرار کرد

ولی باز هم از عشق پاسخی نشنید

خیانت با عصبانیت گفت:چرا جواب نمیدی؟

سپس با لحن تمسخر امیز گفت:انقدر بار شکست برایت سنگین بوده که حتی توان پاسخ هم نداری؟

عشق به ارامی پاسخ داد:تو پیروز نشده ای

خیانت گفت:مگر به جز ان است که هر که تو انرا عاشق کرده ای من به خیانت وا داشتم

عشق گفت:انان که عاشق خطابشان میکنی بویی از من نبرده اند

چرا که عاشقان هرگز مغلوب عشق نمیشوند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 2:1 AM  توسط seyed | 
       حالمو گرفتي رفتي بهم نگفتي

 تا كه از غريبه دوستت دارم شنفتي

 ميدونم نداره فرقي واست جدايي

 اما يادت نره منم دارم خدايي

 فكر ميكردم ميموني آخ كه دلم چه ساده بود

 قصه ي رفتن تو واي به دلم افتاده بود

 واسه بي مراميات دلم ميگفت حرفي نزن

 اگه كه دوستش داري بساز باهاش زياد و كم

 يه نمه صداقت بذار پاي رفاقت

 اگه به دو رنگي دلت نكرده عادت

 يه روزي دوباره كارت بهم ميفته

 ميدونم عزيزم دلت به پام ميفته

 حالمو گرفتي رفتي بهم نگفتي

 تا كه از غريبه دوستت دارم شنفتي

 ميدونم نداره فرقي واست جدايي

 اما يادت نره منم دارم خدايي
+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 1:54 AM  توسط seyed | 

                                           مگه کم برات گذاشتم مگه کم بهت محبت کردم مگه دنیم را به پات نریختم  پس چرا؟




نمی خوام بگم دوستم داشته باش چون می دونم دوستم نداری.... نمی خوام بگم عاشقتم چون می دونم عاشق یکی دیگه ای..... نمی خوام بگم برای من باش چون می دونم سهم یکی دیگه ای.... نمی خوام بگم با من حرف بزن چون می دونم با من حرفی واسه گفتن نداری.... فقط میگم ...منو ببخش...منو ببخش چون عاشقت شدم....نمي بخشمت ....بخاطر تمام خنده هايي كه از صورتم گرفتي .... بخاطر تمام غمهايي كه بر صورتم نشاندي .... نمي بخشمت.... بخاطر دلي كه برايم شكستي .... .. بخاطر احساسي كه برايم پرپر كردي ..... نمي بخشمت .... بخاطر زخمي كه بر وجودم نشاندي.....بخاطر نمكي كه بر زخمم گذاردي....و مي بخشمت بخاطر عشقي كه بر قلبم حك كردي
.

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 تیر1389ساعت 1:50 AM  توسط seyed |